سلام دوستان !
حال و احوال تان چطوره ؟
آرزو میکنم خوب و خوش و موفق باشید !


زندگی .. . .. . .. . .. .
زندگی یک خاطره است .
هرروزی که میگذرد ، برگی از خاطره رقم میخورد.
اگر چند صباحی از دست روزگار رنج کشیدید و چرخ دوار زندگی خلاف جهت میل تان حرکت کرد افسرده نشوید ، زیرا یک خاطره زمانی دلنشین و خوشایند است که در لابلای شیرینی هایش لایه های از تلخی و رنج هم داشته باشد . در اینصورت خاطره از یکنواختی ملال انگیز خالی شده و با گوناگونی و رنگارنگی جلوه خواهد کرد . لذت و شیرینی یکنواخت خستگی بار می آورد .
فکر کنید ما مسافران یک کشتی عظیم و غولپیکر بنام (زندگی) هستیم که در بحری بسوی مقصدی شناور است . حالا اگر این کشتی عظیم تمام مسیرش را بآرامی و بدون کدام حادثه ای طی کند ، شاید مسافران کشتی وقتی که بمقصد میرسند ، خاطرهء گفتنی برای دوستانش نداشته باشند . اما اگر کشتی در طول مسیرش دچار حادثه شده باشد و یا بحر طوفانی بوده و کشتی را در میان جذر و مد هایش سرگردان کرده باشد ، مسافران وقتی که بپایان سفر میرسند ، قصه ها و خاطره های زیادی برای تعریف کردن دارند . ترس از غرق شدن و یا شوروهیجانی که از نجات حاکی میشود ، خاطرهء هر مسافری را رنگین تر و زنده تر نمودار میکند . پس هیچگاه از رنج و مشکلات زندگی نترسید و با خودباوری وامید ، با آن مبارزه کنید تا پیروز شوید و شوق و شادی پیروزی را در قلب های خودتان بپرورانید . از همین الآن افکار تان را بسوی آنور (کویر مشکلات) که (قله پیروزی) نام دارد ، متمرکز کنید و با قدم های استوارتر و گام های رساتر برای طی کردن مسیر راه بیفتید .!
پیروز باشید!
علی.ف.س
.............................................................
+ نوشته شده در
85/01/31ساعت 14:30  توسط علی.فیاضی.س
|
با سلام و خسته نباشید حضور دوستان خوب و مهربان !
حال تان چطوره دوستان ؟ خوب و خوش و شاداب باشید !
هوای بهار خیلی خیلی عالی و زیبا است . از هر طرف عطر گلهای رنگارنگ ، مشام را صفا میدهد . واقعا آدم خود بخود سرحال و شاد میباشد . چه خوش است در بهاران به حضور گل نشستن . . .

من که از دوری تو در تـب وتابــــم هـــــردم 
مثل پرکاری بدور خویشـــتـــن می گـــ-ردم 
میزند شعـــــــ-لهء تنـــهایی به جانم آتش 
شـمعـــسـان سـوزم و باسـوخـتـنم میسـازم
من کویر خوشکیم که تشنهء باران است 
ابر باران لـطـف تو بمـن هـسـت مرهــــم 
گر بباری بمن ای اعجاز دریایی عشق 
سبز شوم ، رشد نمایم و گل و غنچه دهم 
من اگر سـرو بــلنـدی نـتـوانم باشــــ--ــم 
سعی خود را می کنم لاله ای راهت گردم 
دوستان شاد و آسوده خاطر باشید ! تا مطلب بعدی عشق آفرین یارتان !
ع.ف.س
+ نوشته شده در
85/01/21ساعت 13:50  توسط علی.فیاضی.س
|
سـلام ازگـل بهـتران !
حال و احوال شما ؟ امید است که ایام بکام تان باشد .
می خواستم امروز در مورد کلمه ای ( love ) اختصارا یه نکته ای کوتاه بنویسم ، و اون اینکه شنیده ام که کلمه ای love مخفف چند تا جمله است
:
دریاچه ای غم
= Lale of sorrow
اقیانوس اشک
= Ocean of tears
دره ای مـرگــــ
= Valley of death
پایان زنـدگی
= End of life
نظر شما عزیزان چیست در این مورد ؟؟؟
تا پست بعدی حق یارتان !
+ نوشته شده در
85/01/15ساعت 13:53  توسط علی.فیاضی.س
|
سلام دوستان گل و ماهم !
حال تان خوبه ؟ خوش میگذره ؟
پست قبلی به زبان سوئدی بود . فکر کنم کسی چیزی نه فهمید از آن . بهرحال مهم نیست، سوئدیم گل کرده بود 

ما اینیم دیگه 
خوب امروز ذوق کرده ام که از گل و پروانه برای تان سخن برانم ( اگر چند رانندگیم خوب نیست و هنوز KÖRKORT که همون کارت رانندگی است، را ندارم )



. . . پروانه ای بابالهای رنگارنگ قشنگش بال زد و آمد روی شاخه گلی نشست . گل ناتوان به پروانه گفت : ــ
ای پروانه ! یا به من بال و پری بخشا که چون تو پرواز کنم و از این سکون ملال انگیز بگریزم ، یا تو چون من در زمین ریشه کن و همیشه کنارم همدمم باش و مرا از این تنهایی نجات ده. من تمام شب یاد تو را در بستر تنهایی ام بآغوش کشیده و با آن بخواب رفته ام . سحرگاهان با دانه های مروارید اشک روی گونه هایم ، بیدار شده ام و دو باره چشم براهت مانده ام . این دانه های اشک من است روی گونه هایم نه شبنم سحری . اشکی که هر صبحدم گلبرگهایم را آرایش می کند و به آن طراوت می بخشد ، تا تو از راه برسی و غلاف تنهایی ام را بشکافی و پا بدرون حضورم بنهی . !
آره ، تو با بالهای رنگینت که در زیر نور آفتاب می درخشد و هزار رنگ را به تصویر می کشد ، از دور پرواز کرده بسویم می آیی . روی گلبرگهایم می نشینی و آنها را می بویی و یا شاید به آنها بوسه می زنی . بعد از چند لحظه از حضورم خسته میشوی ، بال می گشایی و بسویی میروی . لحظه ای بعد باز می گردی و خرامان مرا دور میزنی . باز روی گلبرگهایم می نشینی . دوباره پر می گشایی و از چشمم نا پدید میشوی و باز مرا تنها میگذاری . !
این رفتن و برگشتن تو بیشتر آزارم میدهد و آتش اشتیاق حضورت در سرتاسر وجودم شعله می کشد . همین که چند لحظه کنارم میمانی احساس میکنم همه این دنیا مال من است و من خوشبخت ترین در دنیا هستم . اما افسوس که تو این احساساتم را نمی دانی و به آن دوامی نمی بخشی .!
تو با تمام بلند پروازیت بال می گشایی و هر کجا که خواسته باشی میروی . میان گلها ، جنگل ها ، دشت و کوه و . . . گردش میکنی و هر لحظه ات را کنار یکی میگذرانی . ولی من چی ؟؟؟ ساکن و بی حرکت ایستاده ام ، چنان که هیچ شور و جنبشی در تنم نیست ، فقط گهگاه دست نسیم گیسوانم را به نرمی نوازش میکند ! . . .
گل با پروانه درد دل می کرد و از احساسات درونش سخن می گفت . پروانه بی اعتنا به حرفهای گل ، پر گشود و پرواز کرد و باز هم گل را تنها گذاشت و رفت . . .
کاش پروانه احساسات گل را درک می کرد و همدم دائیمش میشد . . .
کاش آدما همدیگر را درک می کردند و کاش . . .
کـــــــــاش مـــــیشـــــــد هـــــــیــــــچ کــــــس تــنــهـــا نـبـود
بخاطر که تحمل نمودی و همه رو خوندی ، بهت خسته نباشید میگم و دست پر مهر تان را صمیمانه می فشارم !

نظر فراموش نشه ! 

علی فیاضی ، سوئد .´¯)
`*.¸.*´
¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`•
_____****__________**** _______
___***____***____***__ *** ____
__***________****_______***____
_***__________**_________***___
_***_____________________***___
_***_____________ _______***___
__***___________________***____
___***_________________***_____
____***_____LOVE!_____***______
______***___________***________
________***_______***__________
__________***___***____________
____________*****______________
_____________***_______________
+ نوشته شده در
85/01/11ساعت 13:57  توسط علی.فیاضی.س
|
Hej på er
Idag jag vill skriva ett litet gnäll
Förra veckan jag skrev ett liten text och brättade att 25:e Marc var min födelsedag Så jag väntade för att mina vänner säga till mig HJÄRTLIGA GRATULERAR PÅ DIN FÖDELSEDAGEN men tyvärr ingen sa den
Det var så synd
Jag tror inte att mina bästa vänner vara så likgiltig om min födelsedag
Först jag blev mig lite ledsen och har bestämt mig att vill inte uppdatera min weblog igen men efter jag tänkte med mig att det är ingen fara för att folket är olika och har olika tanke och opinion
Man kan inte behaga alla
Jag måste uppdatera men weblog Det spelar ingen roll om de vill sa någonting om den eller inte Jag måste vara beslutsam för att skriva bra och tänka bra och gära bra
Det var allt
Tack och hej
+ نوشته شده در
85/01/08ساعت 13:49  توسط علی.فیاضی.س
|