غروب شهر ما!
سلام به همه !
خوبین عزیزان؟
این دفعه میخواهم از شهر خودم و غروب غم انگیز این جا برای تان مطالب بنویسم !![]()
... طبقهٌ سوم ، در بالکن اطاقم که رو به دریا است نشسته ام. کمی خسته ام ، چای سبز دم کرده ام و در پیاله ریخته ، جرعه جرعه می نوشم. از بس داخل اطاق نشستم و به تلویزیون نگاه کردم ، دلم گرفت. با خود گفتم چایم را در بالکن بخورم و هم هوای تازه و سالم به ریه ام بدهم. چون تقریباْ تمام بعد از ظهر را در منزل ماندم و بیرون نرفتم.
خورشید غروب کرده است. ولی هنوز روی بعضی از تکه های ابر که آسمان را پوشانده است ، رنگ طلایی اش پدیدار است. ساعت ۹:۴۵ بعد از ظهر است. این روزا خورشید کمی زود تر غروب می کند. چندی پیش تا ساعت ۱۱:۰۰ بعد از ظهر ، میشد خورشید را در آسمان دید. بر عکس تابش خورشید در زمستان عمرش خیلی کوتاه است. تقریباٌ میشه گفت ۵ یا ۶ ساعت در طول روز. و شبهای زمستان بی نهایت بلند است.
دریای Vitärn (ویترن) که بزرگترین دریای داخلی سوئد و دارای آب شیرین است، اکنون آرام و بی صدا، خموشانه نظاره گر لامپ های خیابان و خانه ها است که با تاریک شدن هوا یکی پس از دیگری ، تک تک روشن میشوند.
شهر Grums (گرومس) یکی از شهر هایست که برساحل این دریا واقع شده است. من دو سال و اندی را در این شهر سپری کرده ام. شهر کوچک و آرامی است. خیلی ساکت. آنقدر ساکت است که وقتی روز اول به این شهر آمدم، با خود فکر کردم ساکنین آن یا شهر را ترک کرده اند و یا همه دارفانی را وداع گفته اند. با ماندن در این شهر من هم مجبور شدم خود را با ساکتی آن وفق دهم. چند ماهی اول خیلی برایم مشکل بود. ولی بعداٌ کم کم عادت کردم. حالا که به این شهر عادت کرده ام ، می خواهم به شهری دیگری بروم. چون این جا از محل درسم دور است و مجبورم هر روز با سرویس به کلاس بروم.
شب دارد از راه میرسد. امشب دلتنگم، نمیدانم چرا؟ شاید به خاطر ابر هایست که هر لحظه بر تراکم آن افزوده میشود و آهسته آهسته روی آسمان را می پوشاند و نمی گذارد چشمک های زیبای ستارگان را نظاره کنم. غروب شهر غربت غم فزا است شبش با آسمان بی ستاره![]()
خسته نباشید. ممنون که تحمل کردید. نظر تان تشویق گر و احساس بر انگیز است.پس نظر فراموش نشه!


