چه رازی در گوناگونی زبان آدمیان نهفته است؟؟؟!
هرچند گاه مطلبی در مورد ارتباط به گلزار بروز می شود . به خاطریکه اسم این وبلاگ اول ارتباط بود . وقتی این وبلاگ ساخته شد به اسم ارتباط ، هدفم این بود که من از طریق این وبلاگ ارتباطی با گویندگان فارسی که به تعبیر حافظ : - بخشندگان عمرند ، داشته باشم . چون جای که من زندگی می کنم با زبان فارسی صحبت نمی شود . من تلاش نمودم تا ارتباطم را با فارسی زبان ها از این طریق حفظ کنم و نگذارم که زبان اصلی ام تحت الشعاع زبان دوٌم قرار گیرد .
بعد از چندمدت ارتباط به گلزار تغییر یافت . به این منظور که گلزار اسم زادگاه من است ، ( منطقه ای کوچکی در قلب قارهَ پهناور آسیا ) . بعضی ها آنجا را (گِلزار به کسر اولی) خوانده اند .
خیلی از دوستان پرسیده اند که :- goolzar یعنی چه؟ دوستان می گویند : اگر هدف گٌلزار است ( جای که گلها می روید) باید با یک (O) نوشته شود . به این صورت : GOLZAR . آره درست است . ولی این گلزار به خاطر این که از گلزار های دیگر متمایز شود با دو (o) نوشته شده است. این بود توضیح کوچکی در تغییر اسم ارتباط به گلزار .
زبان : وسیله ای برای بر قراری ارتباط .
زبان وسیله ایست که برای برقراری ارتباط و بیان عواطف واحساسات بشر آفریده شده است . علاوه براین، تمییز دادن مزهَ غذاها هم بواسطه ای زبان انجام میشود . نقش اصلی زبان برقراری ارتباط است .
وقتی به دنیای اطراف خود بنگریم متوجه میشویم که جز آدمیان ( انسانها) همهَ حیوانات و پرندگان ، در سر تاسر جهان، زبان شان یکی است . هیچ جای دنیا پیدا نمی شود که حیوانات و پرنده گان آنجا با حیوانات و پرنده گان جای دیگر دنیا از نظر زبان ، اختلاف داشته باشد . فقط انسان است که از نظر زبان باهم خیلی تفاوت دارد. انسانها آنقدر اختلاف زبانی دارند که حتی در کشوری که زندگی می کنند (غیر از زبان رسمی آن کشور) هم زبان شان یکی نیست . بلکه با زبان های گوناگونی حرف می زنند .
اگر همهّ زبانهای رایج دنیا و زبانهای غیر رسمی ملٌت ها را در نظر بگیریم ، شاید بیش از میلیون ها زبان در این کرهَ خاکی ( که روی آن زندگی می کنیم ) وجود داشته باشد .
راستی چه رازی در گوناگونی زبان آدمیان نهفته است؟ !

احساسات همهَ ملٌت ها یکیست، همه یکجور می خندند، همه یک جور گریه می کنند ، پس اختلاف زبان چرا؟؟؟ !
کاش میشد همهَ آدمیان زبان همدیگر را می فهمیدند و احساسات همدیگر را درک می کردند. کاش آدمیان همدیگر را به عنوان همنوع می پذیرفتند . و ای کاش قلب ها از کینه و نفرت خالی میشد و جای آن عواطف و دوستی و عشق درون قلب ها شکوفه میزد . و آن گاه . . .
علی فیاضی - سوئد



