تبليغاتX
گلزار

گلزار

خرامان آی و دست افشان تو ای ماه سوی گلزارم در این جا از صمیم قلب با تو من سخن دارم

عشق تو

سلام به شما خوبان !

خسته نباشید

...

گلعذار گلشن باغ دلم

زد جوانه در هوای عشق تو

زمزمه های روی لبهای من

شد ترانه از برای عشق تو

میشود آغاز درس زندگی

واژه واژه از صفای عشق تو

وه سراسر است زیبا و قشنگ

داستان و قصه های عشق تو

میدهد اوج سعادت روح را

سبزترین اندیشه های عشق تو

یافتن اندر جهان رمز بقا

عاشقان از کیمیای عشق تو

 

علی فیاضی - سوئد .

+ نوشته شده در  85/06/22ساعت 17:1  توسط علی.فیاضی.س   | 

به بهانه‘ نیمه‘ شعبان(جوک...)

سلام به شما عزیزان !

پیشاپیش فرارسیدن نیمهَ شعبان ، میلاد با سعادت مهدی موعود را به همهَ مسلمین جهان خصوصاً شیعیان تبریک عرض می کنم .

عید در راه است و شادی پیش رو. به همین منظور چند تا جوک( بی مزه، کم مزه، بد مزه و با مزه) برای شما دوستان خوب گلزار آماده کرده ام ، امید است این ها بتواند گل های شادی و خنده را روی لب های شما شگوفا سازد.

شنیده ام برای خندیدن ۱۷ تا از ماهیچه های صورت مورد کاربرد قرار می گیره، در حالیکه برای اخم یا غمگینی ۲۵ تا از ماهیچه ها باید کار کند. پس بهتر نیست آدم همیشه شاد و خندان باشه؟؟؟ !

۱- از یکی می پرسد که : چرا وقتی درویش ها راه میرند یاهو گویانند؟ جواب میده : چون شرکت یاهو (یاهو مسینجر) به آنها حقوق داده که همه جا از یاهو تبلیغات کنند. 

۲- خانمی به اورژانس تماس می گیره و با ناله و زاری زیاد تقاضای کمک می کنه، طرف میگه : مشکل چیه؟ خانم میگه : بچه کوچولو یم وقتی خواب بوده، یه موش رفته تو گلوش گیر کرده بچهه خفه شده نزدیکه بمیره. اورژانسی میگه : این که کاری نداره. یه بچه گربه پیدا کن تو آب حلش کن به بچهه بده.  

۳-  معلم از دانش آموز میخواد که اسم یکی از پادشاهان قدیم و تاریخ تولد او را بیان کن . دانش آموز هرچه فکر می کنه یادش نمیاد. بعد از چند دقیقه میگه : آقا جای خوندم پشت سری مرده حرف زدن گناه دارد. 

۴- یکی از دانش آموزان که در امتحان ریاضی تنها ۲ امتیاز گرفته بود، با اسرار زیاد از معلمش می پرسه : آقا صفر با تنهاییش معنایی داره؟ معلم : نه خیر. دانش آموز : پس بی زحمت یه دونه صفر سمت راست عدد ۲ اضافه کن . ! 

۵- بچه میمون عاشق یه زرافه میشه . (امان از عاشقی )  میاد پیش زرافه بعد از بگو مگو های زیاد، از زرافه میخواد که یه بوسه بده .  زرافه میگه شرط داره. میمونه میگه حالا شرطش چیه؟ زرافه میگه : این که مامانم گفته وقتی کسی بخواد ببوسدت سری تو پایین نیار. آخی میخواد یه خورده ناز کنه دیگه . میمون میگه کاری نداره، راحته بیا کنار درخته وایستا تا من همین جوری که سری تو بالا گرفتی یه بوس داغ از لبای  قشنگت بگیرم ! زرافه قبول می کنه. میاد کنار درخت می ایسته ، میمون از درخت بالا میره وقتی میرسه رو شاخهَ که همقد زرافه هستش ، تا لباشو جلو میاره که زرافه رو ببوسه زرافه مثل جرثقیل گردنشو حرکت میده و از درخت فاصله می گیره. میمون بیچاره میگه  : چرا کنار رفتی؟ بیا آخی نزدیک ! زرافه میگه مامانم گفته که هنگام بوس و اینجور چیزا آرام وانستا .  میمون می پره رو همون شاخه که نزدیک گردن زرافه بود ، زرافه باز سرشو حرکت میده و دور میشه . بچه میمون هرچی رو این شاخه و ان شاخه می پره نمیتونه زرافه رو ببوسه به همین خاطر میمونا همیشه از این شاخه به اون شاخه می پره. میخواد تمرین کنه و قوی بیشه . تا دیگه زرافه و ... را راحت بتونه ببوسه.

شاد و پیروز باشید

علی فیاضی - سوئد.

 

+ نوشته شده در  85/06/15ساعت 17:57  توسط علی.فیاضی.س   | 

ماه...

سلام خوبان!

. . .

در غروبی که دریست به سوی کویر شب ، مسافری کوله بار سفر بسته و می خواهد به دیار ماه سفر کند. مسافر تنها است.  این اولین سفر او است. سفری که مسافر را پر از احساس های خیالی و ماورائی می کند. مسافر عاشق ، سفر عشق و ماه معشوق است. . .

چرا نشان ماه را از آسمان نه پرسیدی ؟

چرا ز چشم روشن ستارگان نه پرسیدی؟

می خواستی سفر کنی روی سوی دیار ماه

چرا رهی دیار او ز کهکشان نه پرسیدی؟

تو در خیال روی او غرق هزار چهره ای

چرا نشان صورتش ز مهوشان نه پرسیدی؟

در انتظار دیدنش شب را سحر نموده ای

چرا طلوع ناب او ز شاهدان نه پرسیدی؟

گم شده ای میان پیچ و خم جاده ها، عجب!

چرا تو شیوهَ سفر ز همرهان نه پرسیدی؟

دوستان ممنونم از صفای قدم شما به گلزار ! یادتون نره که نظرات شما مشوٌق من در پست های بعدی خواهد شد.

                                   علی فیاضی- سوئد

+ نوشته شده در  85/06/02ساعت 15:33  توسط علی.فیاضی.س   |