سلام به همگی !
. . . مشکلات هرچقدر هم زیاد باشد، باز هم روزنه ای برای حل آن وجود دارد.
یکروز پرتوی ز حقیقت رسیدنیست
این ظلمت عظیم ز دنیا زدودنیست
یکروز استغاثه ای انسان دادجو
براوج نای شهر اجابت رسیدنیست
یکروز پر شکسته ترین طائراسیر
از تنگنای درد قفس پر کشیدنیست
یکروز تخته پارهَ کشتی سرنوشت
طوفان غم کشیده به ساحل رسیدنیست
یکروز آره، گوش اسیران سیه چال ارتجاع
موسیقیی امید و رهایی شنیدنیست
( استاد بلخی)
+ نوشته شده در
86/02/13ساعت 17:29  توسط علی.فیاضی.س
|
سلام !
دوستان حال شما چطوره؟
معذرت میخواهم که این بار دیر شد.
سرنوشت، ناگهان برعکس خواستن و آرزو نوشت. بر مسیر راه موانع جدید و جدید تر کشت. و من ناخواسته خود را در مثلث برمودای زندگی یافتم که نجات یافتن از آن، گفتنش از عمل کردن آن آسانتر می نمود. باید برای نجاتم چارهَ اساسی می اندیشیدم. رهای از آن به این راحتی ها که فکر می کردم نیست. اکنون باید مرد ره بود و از دوری راه ترسی نداشت. زمانی این حرفها برایم جز شعاری بیش نبود، ولی حالا شعار ها را باید به واقعیت تبدیل کرد...
دوستان! من هم اکنون از مثلث برمودا دارم پست جدیدم را می نویسم. هنوز رهایی نیافته ام.
کمک کمک! 

ممنون از نظرات سازنده شما! mmmuuaaaahhh
+ نوشته شده در
86/02/04ساعت 12:35  توسط علی.فیاضی.س
|