آه... بی تو...

دلبند من، دو چشم ترت آتشیست که
سوزد تمام زندگی و تار وبود من
هر قطره اشک که ریزد ز چشمان ناز تو
یعنی که ریخته باروی کاخ وجود من
ع - ف

میدانی چرا بیشتر نمی نویسم؟
چون هستم ولی وجود ندارم ...
خرامان آی و دست افشان تو ای ماه سوی گلزارم در این جا از صمیم قلب با تو من سخن دارم

دلبند من، دو چشم ترت آتشیست که
سوزد تمام زندگی و تار وبود من
هر قطره اشک که ریزد ز چشمان ناز تو
یعنی که ریخته باروی کاخ وجود من
ع - ف

میدانی چرا بیشتر نمی نویسم؟
چون هستم ولی وجود ندارم ...