تبليغاتX
گلزار

گلزار

خرامان آی و دست افشان تو ای ماه سوی گلزارم در این جا از صمیم قلب با تو من سخن دارم

موج

سلام یاران!
آرزو می کنم شادترین لحظه را، در هر کجا که هستید، سپری نمائید. شعری را از کتاب (پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی ست) از زنده یاد فروغ فرخزاد برای تان انتخاب کرده ام امیدوارم خوش تان بیاید!

موج

تو در چشم من همچو موجی
خروشنده و سرکش و نا شکیبا
که هر لحظه ات می کشاند به سویی
نسیم هزار آرزوی فریبا

تو موجی
تو موجی و دریای حسرت مکانت
پریشان رنگین افق های فردا
نگاه مه آلودهَ دیدگانت

تو دایم به خود در ستیزی
تو هرگز نداری سکونی
تو دایم ز خود می گریزی
تو آن ابر آشفتهَ نیلگونی

چه می شد خدایا...
چه می شد اگر ساحلی دور بودم؟
شبی با دو بازوی بگشودهَ خود
تو را می ربودم... تو را می ربودم.
                     (فروغ فرخ زاد)

+ نوشته شده در  87/04/11ساعت 20:11  توسط علی.فیاضی.س   |