تبليغاتX
گلزار

گلزار

خرامان آی و دست افشان تو ای ماه سوی گلزارم در این جا از صمیم قلب با تو من سخن دارم

سفر به سوی تو

با عرض سلام
حضور شما خوبان
و آرزوی شادکامی تان
اینک شعری بنام سفر بسوی تو، تقدیم تان می گردد.

...

دست تو میشکند باز ز سر میسازد

ساختن های تودرمن چه اثر میسازد

من و من بودن من در تو مکمل گشته

توی در توی تو اینگونه هنر میسازد

هیس بگذار نگاهت کنم و بشناسم

چشم هایی که ز ناگفته خبر میسازد

تو شرابی که میان رگ من میجوشد

در تمامیی تنم شعله و شر میسازد

رفتن و آمدنم سوی تو خود آگاهیست

خامیی جنس مرا پخته سفر میسازد
"فرشته ضیایی"

+ نوشته شده در  88/07/07ساعت 16:2  توسط علی.فیاضی.س   | 

 

مرکزوبلاگ وسايتهاي هزارگي