تبليغاتX
گلزار

گلزار

خرامان آی و دست افشان تو ای ماه سوی گلزارم در این جا از صمیم قلب با تو من سخن دارم

لبخند بزنید:)

 

 سلام
دوستان همبشگی گلزار حال شما چطوره؟
عزیزانیکه در اروپا و یا امریکا هستند حتما شاهد سردی هوا و بارش باران های پائیزی میباشند.
آره، پائیز آمده، روز ها کوتاه شده و هوا زودتر تاریک میشود. میدانم هوای سرد و باران پائیزی شما را خسته و تقریبا کم حوصله تر کرده است. گلزار برای شما گلواژه لبخند هدیه می کند. این بار با جوک سوئدی گل لبخند را روی لبهای نازنین تان خواهد کاشت. این شما و این هم جوک سوئدی گلزار:

...

Det var en Björn, ett Lejon och en Gris. Björnen sa: att om jag morrar så skakar alla av rädsla. Lejonet sa: om jag morrar så flyr alla. Då sa Grisen: det är väl inget, om jag nyser så går hela världen och vaccinerar sig.

و حالا ترجمه متن بالا:
یک خرس و یک شیر و یک خوک باهم بودند. (اینها از خود شان برای هم تعریف می کردند)
 خرس گفت: اگر من غرغر کنم، همه از ترس می لرزند.
شیر گفت: اگر من غر غر کنم، همه فرار می کنند.
و خوک گفت: این که چیزی
نیست، اگر من عطسه کنم همه جهان میروند و خودشان را واکسن می کنند...

 


 

+ نوشته شده در  88/08/28ساعت 13:38  توسط علی.فیاضی.س   | 

پری قصه های غمگین

سلام دوستان خوب گلزار
چطور می گذرد روزهای پائیزی؟ دیشب هالووین بود و صورت ها با ماسک و یا نقش های عجیب و غریب رنگ آمیزی شده بود، جامه ها با اشکال گوناگون هیکل آدمها را تبدیل به جانور های مختلف نموده بود. امیدوارم برای همهَ تان خوش گذشته باشد...

...

پری قصه های غمگین

تو ای ترنم، سبزم برای تو هستم
که با دو ساغر چشمت نموده ای مستم

برای تو که مرا عاشقانه می خواهی
ببین که با نگهت کار داده ای دستم

منم همان پری قصه های غمگینت
و تو سوار بر اسپی و دست در دستم

مرا چو این همه انسان که دیده ای اینجا
ندان، نگو که چو آنانم و بد و پستم

تمام سادگی قلب کوچک خود را
نثار راه تو کردم که از همه خستم

تو گفته ای که وجودت بجان من بسته است
و دوست داری ام آنگونه ای که من هستم

مرا ببر به سیاهی چشم های خودت
مرا ببر به تمنای آنچه که هستم

و مردمان نگاهت چه خوب می فهمند
که تو برای من و من برای تو هستم
                            صفیه بیات

 

 

+ نوشته شده در  88/08/09ساعت 13:18  توسط علی.فیاضی.س   | 

10 راهکار اصلی تربیت فرزندان!

سلام
اینبار گلزار برای شما ۱۰ کلید اصلی تربیت فرزندان را در نظر گرفته است، امیدوارم بخوانید و به کار بندید!

...

خیلی مهم است که به طریقی فرزندانمان را تربیت کنیم که با دادن انگیزه درونی، بالا بردن اعتماد به نفسشان، و ایجاد حس دوست داشته شدن در آنها، مسئولیت پذیری را به آنها آموزش دهیم. اگر فرزندانمان به این طریق تربیت شوند، به هیچ وجه برای ایجاد حس قدرت و تعلق در خودشان، به گروه های فاسد، موادمخدر و سکس و ... روی نمی آورند.

10 راهکار زیر به والدین کمک می کند از روش هایی استفاده کنند که حس سلامت و امنیت فرزندانشان را تضمین می کند.

1. زمانی را خالص و کامل به فرزندتان اختصاص دهید.

اعتماد به نفس فرزند شما شدیداً تحت تاثیر کیفیت زمانی است که با او می گذرانید نه مقدار آن زمان. با زندگی های پرمشغله امروز نمی توانیم 100% تمرکز و توجهمان را به فرزندمان اختصاص دهیم. خیلی وقت ها وقتی فرزندمان سعی می کند با ما ارتباط برقرار کند، وانمود می کنیم که به حرفهایشان گوش می کنیم. اگر نتوانیم در طول روز زمانی را خالص و کامل با فرزندمان بگذرانیم، مطمئناً شروع به بدرفتاری می کند. توجه منفی در ذهن بچه ها خیلی بهتر از بی توجهی است.

همچنین خیلی مهم است که احساسات فرزندانتان درست یا غلط نیستند. مثلاً وقتی دخترتان به شما می گوید که، "مادر تو با من وقت نمی گذرانی" درحالیکه تازه با او بازی کرده اید، بدانید که او فقط احساسش را با شما درمیان گذاشته است. پس بهتر است که در این اوقات برای احساسات فرزندتان ارزش قائل شوید و به او پاسخ مثبت دهید.

2. حرف نزنید، عمل کنید.

آمار نشان می دهد که در روز بیشتر از 2000 خواسته از فرزندانمان داریم. پس عجیب نیست که بیشتر بچه هایمان دیگر صدای پدر و مادرشان را نمی شوند. به جای غر زدن و فریاد کشیدن سر بچه ها، از خودتان بپرسید، "چه کار باید بکنم؟" مثلاً، اگر سر پسرتان غر زده اید که چرا وقتی جوراب های کثیفش را درمی آورد آنها را توی هم گلوله نمی کند تا بفهمید کدامها کثیف هستند، از این به بعد فقط جورابهایی که در هم گلوله شده اند را بشویید. دو صدگفته چون نیم کردار نیست!

3. با روش های درست اجازه بدهید فرزندتان احساس قدرت کند.

اگر شما اینکار را نکنید خودشان راه های نادرستی برای احساس قدرت کردن پیدا می کنند. راه هایی که می توانید از طریق آن باعث شوید احساس ارزشمند بودن و قدرت داشتن کنند این است که به آنها اجازه انتخاب بدهید، اجازه بدهید در حساب کتاب هایتان کمکتان کنند، در پختن غذا کمکتان کنند یا در خرید کردن. یک بچه دوساله می تواند ظرف های پلاستیکی یا سبزیجات را بشوید. بیشتر وقت ها ما کارهای بچه ها را انجام می دهیم درحالیکه خودشان خیلی خوب از پس آن برمی آیند.

4. از عواقب طبیعی استفاده کنید.

از خودتان بپرسید اگر در این اتفاق دخالت نمی کردید چه می شد؟ وقتی بیخود در کاری دخالت می کنیم، شانس درس گرفتن از عواقب کارشان را از بچه ها می گیریم. وقتی اجازه بدهیم که عواقب کارشان به طور طبیعی اتفاق بیفتد، رابطه مان با فرزندمان هم به خاطر غر زدن ها و سرزنش ها خراب نمی شود. باید اجازه بدهیم بچه ها خودشان راه حلی برای مشکلشان پیدا کنند.

5. از عواقب منطقی استفاده کنید.

خیلی وقت ها اتفاقی که ممکن است در پس یک رفتار به وجود آید به آینده دور مربوط می شود. در اینگونه موارد، نتایج و عواقب منطقی یک عمل بسیار موثر هستند. برای تاثیرگذاری، آن نتیجه باید کاملاً به آن رفتار مربوط باشد. مثلاً اگر فرزندتان فراموش می کند ویدئویی که کرایه کرده بود را برگرداند و شما او را یک هفته تنبیه می کنید، این فقط در او ایجاد خشم می کند. اما اگر خودتان ویدئو را برایش برگردانید و کرایه آنرا از پول جیبی اش کم کنید آنوقت با نتیجه منطقی کارش مواجه می شود.

6. از دعوا و مشاجره دوری کنید.

اگر فرزندتان روی اعصابتان راه می رود یا بی ادبانه با شما حرف می زند به هیچ وجه عصبانی نشوید و از کوره در نروید. فقط کافی است که اتاق را ترک کنید یا تهدیدش کنید که اگر یکبار دیگر کارش را تکرار کند، اتاق را ترک می کنید.

7. فعل را از فاعل جدا کنید.

هیچوقت به فرزندتان نگویید که بد است. اینکار اعتماد به نفس او را خدشه دار می کند. به فرزندتان کمک کنید تشخیص دهد که اینطور نیست که دوستش نداشته باشید بلکه رفتار اوست که نمی توانید تحمل کنید. برای اینکه فرزندتان اعتماد به نفس سالمی داشته باشد، باید بداند که تحت هر شرایط او را دوست دارید. با گرفتن محبتتان از بچه نمی توانید به او انگیزه دهید.

8. هم مهربان باشید هم قاطع.

تصور کنید که به بچه 5 ساله تان گفته اید که اگر سر وقت حاضر نشود همانطوری او را بغل کرده و سوار ماشین می کنید. به او گفته اید که هم می تواند در ماشین و هم در مهد کودک (داگیس=dagis) لباس بپوشد. دقت کنید که موقع بغل کردنش، با محبت اینکار را بکنید اما درست سر وقت بدون هیچ بحث اضافه اینکار را بکنید.

9. تربیت کردن با هدفی در سر

اکثر ما با رویکرد در دست گرفتن کنترل اوضاع فرزندانمان را تربیت می کنیم. ما دنبال راه حل مناسب هستیم و این معمولاً موجب  سرخوردگی در بچه ها می شود. اما اگر بعنوان والدین طوری با فرزندمان برخورد کنیم که احساس کند یک فرد بزرگسال است، بسیار منطقی تر و باملاحظه تر رفتار کرده ایم. مثلاً اگر فرزندمان را تنبیه بدنی کنیم، او خشونت را از ما یاد می گیرد و وقتی بزرگ شود برای رسیدن به خواسته هایش از زور و خشونت استفاده کند.

10. ثابت قدم باشید و تا آخر راه را دنبال کنید.

اگر با فرزندتان توافق کرده اید که وقتی وارد مغازه شدید نمی تواند شکلات بخرد، به هیچ عنوان با گریه کردن و التماس هایش زیر بار نروید.. با این روش فرزندتان یاد می گیرد که به حرف شما احترام بگذارد.

 

+ نوشته شده در  88/08/01ساعت 22:31  توسط علی.فیاضی.س   | 

 

مرکزوبلاگ وسايتهاي هزارگي