

مریم کجاست آن همه پرتو فشانی ات؟
این روزها تهی است ز نام و نشانی ات
یادت می آید؟ اول یک چشمه سار بود
آب آب شد ز شرم حضور روانی ات
یادت می آید؟ آه، بهار قشنگ من!
نیلوفران باغچهَ پلّکانی ات
از گل به دستهای تو چوری* گذاشتم
از سبزه بند تازه به کفش کتانی ات*
می کاشت اشتیاق تبسم چه ناگهان
صد غنچه حرف بین لب ارغوانی ات
یادم می آید آه، بهاری عجیب بود
گل کرده بود روسری آسمانی ات
یک عصر پاک بود حیاط پر از درخت
گنجشکهای زمزمه در میهمانی ات
با جیک جیک، نام تورا جار می زدند
گنجشکها به شاخچهَ قصه خوانی ات
روی طناب رخت، در آغوش باد بود
سر گرم رقص پیرهن نو جوانی ات
مریم بهار -بود و نبود درختها -
رفته است آنچنان که صمیم جوانی ات
حالا چه غمگنانه، ببین، پست می کنم
این شعر را به آدرس بی نشانی ات!
شریف سعیدی
*چوری= النگو
۰ کتانی= کرمچ
